امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

امیر علی عشق مامان و بابا

تولد دوست جون شما امیر ابوالفضل گل مبارک

٢٠ آبان تولد امیر ابوالفضل دوست کوچولوی فندق ما پسر کوچولوی ناز مامان سمیه بود که ما هم دعوت شدیم. عسل مامان همین که رسیدی کلاه تولد امیر ابوالفضل رو گذاشتی دهنت و سرش رو خوردی. کلاه تولد امیر ابوالفضل سوراخ شد. وای از دست شیطونیهات. با آهنگ هم نانای میکردی و دست دستی میکردی. فندق مامان دوستای جدید پیدا کرد. آقا رادین و ساینا خانم و ... با امیر ابوالضل هم همش دعوا میکردی مامان جون یا تو شاکی میشدی یا اون آخه هر چی یکیتون بر میداشت اون یکی هم همونو میخواست. قربونت بشم اینقدر شیطونی کردی که وقتی بابایی اومد دنبالمون نشستیم تو ماشین تو خوابت برد. امیر ابوالفضل ناناز تولدت مبارررررررررررررررررررررررررررررررک. اینم چند تا عکس از تول...
23 آبان 1390

گل مامان بالاخره چهار دست و پا رفت

عزیز دلم بالاخره چشم ما به جمال چهار دست و پا رفتن شما روشن شد دیشب خونه بابا جون و مامان جون ساعت ١١.٣٠ که اومدیم بخوابیم دیدیم شما آروم آروم چهار دست و پا میری. وایییییییییییییییییی که چقدر ذوق کردیم خوابیدن یادمون رفت. پسر گلم ١٧/٨/٩٠ اولین بار چهار دست و پا رفت.
18 آبان 1390

اولین سفر فندق کوچولو

عزیز دلم واسه اولین بار مامانی و بابایی با فندق کوچولوشون رفتن مسافرت. اولین سفر پسر نازم ٢٩ مهر سال ١٣٩٠ بود. دیگه کم کم داشت هوا سرد میشد. خوشگل مامان از تهران که راه افتادیم خوابید تا کندوان. برگشت هم از نوشهر خوابید باز هم تا کندوان. قربونت بشم چون هوا سرد بود مامانی و بابایی نتونستند هیچ جا برن. همش تو ویلا بودیم ولی خاطره خوبی بود عزیزم. کنار عشق کوچولومون همیشه به ما خوش میگذره. دوستت دارم مامانی.       ...
9 آبان 1390
1